عادت چیست و چگونه شکل میگیرد؟

فهرست این مطلب
- تعریف دقیق عادت
- عادت با رفتار تکراری، روال و اعتیاد چه فرقی دارد
- عادت در مغز چگونه شکل میگیرد
- چرخه عادت: مدل دوهیگ و مدل کلیر
- مراحل شکلگیری عادت
- شکلگیری عادت چقدر طول میکشد
- چه عواملی سرعت شکلگیری عادت را تعیین میکنند
- چگونه از این دانش برای ساختن یک عادت استفاده کنیم
- چرا ترک یک عادت سختتر از ساختن آن است
- چطور بفهمیم رفتاری عادت شده است
- سوالات متداول
- جمعبندی
عادت رفتاری است که در پاسخ به یک نشانه آشنا، مثل یک مکان، یک زمان یا یک کار قبلی، تقریباً خودکار و بدون تصمیم آگاهانه انجام میشود. عادت وقتی شکل میگیرد که رفتاری بارها در موقعیتی ثابت تکرار شود و هر بار نتیجهای خوشایند یا مفید داشته باشد.
با این تکرار، مغز میان موقعیت و رفتار پیوند میسازد و کنترل رفتار کمکم به سازوکارهای خودکار منتقل میشود. پس عادت را تکرار در بافت ثابت میسازد، نه انگیزه یا اراده بهتنهایی. این فرایند از چند هفته تا چند ماه طول میکشد.
تعریف دقیق عادت
در زبان روزمره، هر کاری را که زیاد انجام میدهیم عادت مینامیم، اما روانشناسی تعریف دقیقتری دارد. پژوهشگرانی مانند وندی وود (Wendy Wood) و بنجامین گاردنر (Benjamin Gardner) عادت را فرایندی میدانند که در آن یک نشانه محیطی، به سبب پیوندی که در گذشته آموخته شده، بهطور خودکار تمایل به انجام رفتاری را فعال میکند. این تعریف سه جزء دارد:
- نشانه: چیزی در محیط یا در موقعیت فرد که رفتار را فعال میکند، مثل رسیدن به خانه، نشستن پشت میز یا تمام شدن ناهار.
- پیوند آموختهشده: ارتباطی که در اثر تکرار رفتار در همان موقعیت در حافظه ساخته شده است.
- خودکار بودن: رفتار با کمترین فکر، تلاش و تصمیمگیری انجام میشود و گاهی فرد حتی متوجه شروع آن نمیشود.
تکرار زیاد بهتنهایی رفتار را عادت نمیکند. کسی که هر روز ورزش میکند ولی هر بار با خودش کلنجار میرود، رفتاری تکراری دارد که هنوز عادت نشده است. اما کسی که بلافاصله بعد از بیدار شدن و بیآنکه فکر کند لیوانی آب مینوشد، عادتی واقعی دارد.
معیار اصلی، خودکار بودن شروع رفتار است. گاردنر «عادت آغاز» (instigation) را از «عادت اجرا» (execution) جدا میکند و در پژوهش فیلیپس و گاردنر (۲۰۱۶)، فقط عادت آغاز ورزش دفعات ورزش را بهطور مستقل پیشبینی کرد. پس برنامه تمرین میتواند هر روز فرق کند؛ آنچه باید خودکار شود، رفتن سراغ ورزش با دیدن نشانه است.
وود و همکارانش در پژوهشی مبتنی بر ثبت روزانه (۲۰۰۲) گزارش کردند که حدود ۴۳ درصد از رفتارهای شرکتکنندگان تقریباً هر روز و معمولاً در همان مکان تکرار میشد، در حالی که ذهنشان جای دیگری بود. این عدد به همان گروه و روش مربوط است، اما سهم بزرگ رفتارهای خودکار را نشان میدهد.
عادت با رفتار تکراری، روال و اعتیاد چه فرقی دارد
چند مفهوم نزدیک به عادت اغلب با آن اشتباه گرفته میشوند. تفاوتشان در میزان خودکار بودن، نقش نشانه و میزان کنترل فرد است.
| مفهوم | ویژگی اصلی | نقش تصمیم آگاهانه | مثال |
|---|---|---|---|
| عادت | با یک نشانه آشنا بهطور خودکار شروع میشود | کم؛ شروع رفتار تقریباً بدون فکر است | بستن کمربند ایمنی بهمحض نشستن در خودرو |
| رفتار تکراری | زیاد انجام میشود ولی هر بار نیازمند تصمیم است | زیاد | ورزش روزانهای که هر بار با اکراه شروع میشود |
| روال (روتین) | مجموعهای از کارها با ترتیب مشخص که آگاهانه برنامهریزی شده | متوسط؛ ممکن است به مرور بخشهایی از آن عادت شود | برنامه صبحگاهی شامل دوش، صبحانه و مرور کارهای روز |
| اعتیاد | میل شدید و اجبارگونه با ادامه رفتار علیرغم آسیب | کنترل فرد بهطور جدی کاهش یافته است | وابستگی به مواد یا قمار |
اعتیاد با عادت ارتباط دارد، اما یک وضعیت بالینی با تغییرات عمیقتر در سیستم پاداش مغز است. روشهای این مقاله برای عادتهای روزمره است و درمان اعتیاد به کمک متخصص نیاز دارد.
عادت در مغز چگونه شکل میگیرد
پژوهشهای روانشناسی یادگیری و علوم اعصاب، که بخش مهمی از آنها روی حیوانات انجام شده، نشان میدهند مغز رفتار را دستکم به دو شیوه هدایت میکند.
رفتار هدفمند
در رفتار هدفمند، فرد به نتیجه کار فکر میکند و بر اساس آن تصمیم میگیرد، مثلاً «اگر الان پیادهروی کنم، حالم بهتر میشود». این شیوه انعطافپذیر است و با تغییر ارزش نتیجه، رفتار هم تغییر میکند، اما به توجه، انرژی ذهنی و انگیزه نیاز دارد.
رفتار عادتی
در رفتار عادتی، موقعیت مستقیماً رفتار را فعال میکند و فکر کردن به نتیجه لازم نیست. در آزمایشهای کلاسیک، موشهایی که کاری را مدت طولانی تمرین کرده بودند، حتی وقتی پاداشش دیگر برایشان ارزشی نداشت، به انجامش ادامه میدادند. این جدا شدن رفتار از نتیجه، از نشانههای اصلی عادت است.
نمونه انسانی همین پدیده در پژوهش دیوید نیل، وندی وود و همکارانش (۲۰۱۱) دیده شد. کسانی که عادت قوی به خوردن پاپکورن در سینما داشتند، در سالن سینما پاپکورن کهنه را تقریباً به اندازه پاپکورن تازه خوردند، اما در اتاق جلسهای بدون نشانههای سینما کمتر خوردند. عادت به موقعیت گره خورده بود، نه به مزه.
نقش عقدههای قاعدهای و دوپامین
در سطح مغز، ساختارهایی عمیق به نام عقدههای قاعدهای (بازال گانگلیا) نقش مهمی در یادگیری عادت دارند. با تمرین طولانی، کنترل رفتار از بخشهای مرتبط با تصمیمگیری هدفمند به بخشهای مرتبط با رفتار خودکار منتقل میشود.
آزمایشگاه ان گرایبیل (Ann Graybiel) در مؤسسه فناوری ماساچوست نشان داد در موشهایی که مسیری را در ماز یاد میگرفتند، فعالیت نورونها به مرور در ابتدا و انتهای رفتار متمرکز میشد. به این فرایند «تکهسازی» (chunking) میگویند: مغز زنجیرهای از حرکات را به یک واحد تبدیل میکند که با یک نشانه شروع و تا انتها اجرا میشود.
دوپامین هم در این یادگیری نقش دارد. پژوهشهای ولفرام شولتز (Wolfram Schultz) نشان داد نورونهای دوپامینی به تفاوت پاداش مورد انتظار و پاداش واقعی حساساند. وقتی نتیجه رفتاری بهتر از انتظار باشد، این سیگنال پیوند موقعیت و رفتار را تقویت میکند.
به همین دلیل، رفتارهایی که بلافاصله نتیجه خوشایند دارند راحتتر عادت میشوند و رفتارهایی که نتیجهشان دیر و دور است، مثل پسانداز یا ورزش برای سلامت بلندمدت، سختتر. این تصویر سادهشده حوزهای است که بسیاری از جزئیاتش هنوز در حال پژوهش است.
چرخه عادت: مدل دوهیگ و مدل کلیر
دو مدل مشهور در کتابهای عمومی این فرایند را ساده توضیح میدهند. چارلز دوهیگ (Charles Duhigg) در کتاب «قدرت عادت» (The Power of Habit، ۲۰۱۲)، با تکیه بر پژوهشهایی مانند کارهای آزمایشگاه گرایبیل، «چرخه عادت» را با سه جزء معرفی کرد: نشانه، رفتار روزمره (روتین) و پاداش.
جیمز کلیر (James Clear) در کتاب «عادتهای اتمی» (Atomic Habits، ۲۰۱۸) «اشتیاق» را میان نشانه و پاسخ افزود و مدل را چهارمرحلهای کرد.
| مرحله در مدل کلیر | معادل در مدل دوهیگ | توضیح | مثال: چک کردن گوشی |
|---|---|---|---|
| نشانه | نشانه | محرکی که رفتار را فعال میکند | صدای اعلان یا لحظهای بیکاری |
| اشتیاق | در مدل سهمرحلهای جداگانه نیامده است | میل به تغییر حالت یا رسیدن به نتیجهای که نشانه یادآوری میکند | کنجکاوی درباره پیام تازه یا فرار از حس کسالت |
| پاسخ | رفتار روزمره (روتین) | خود رفتار یا فکری که انجام میشود | برداشتن گوشی و باز کردن برنامه |
| پاداش | پاداش | نتیجهای که میل را برآورده میکند و پیوند را تقویت میکند | دیدن پیام یا محتوای جدید و رفع موقت کسالت |
کلیر بر پایه همین چهار مرحله، چهار قانون برای ساختن عادت پیشنهاد میکند: نشانه را آشکار کنید، رفتار را جذاب کنید، انجامش را آسان کنید و نتیجهاش را رضایتبخش کنید. برای ترک عادت، عکس این قوانین را توصیه میکند.
این مدلها سادهسازیهای کاربردیاند. در پژوهشهای علمی تأکید اصلی بر پیوند نشانه و پاسخ است: پاداش در مرحله یادگیری مهم است، اما پس از شکل گرفتن عادت، خود نشانه رفتار را فعال میکند.
مراحل شکلگیری عادت
بر اساس مدلی که لالی، گاردنر و دیگران توضیح دادهاند، شکلگیری عادت را میتوان در سه مرحله خلاصه کرد:
- مرحله آغاز: فرد تصمیم میگیرد رفتار تازهای را شروع کند و آن را به موقعیتی مشخص گره میزند. رفتار در این مرحله کاملاً آگاهانه است و به یادآوری، برنامهریزی و انگیزه نیاز دارد.
- مرحله یادگیری: رفتار بارها در همان موقعیت تکرار میشود، پیوند نشانه و رفتار قویتر میشود و نیاز به یادآوری کاهش مییابد. بیشترین افزایش خودکار بودن در همین مرحله و بهویژه در تکرارهای اولیه رخ میدهد.
- مرحله تثبیت: رفتار به سطح ثابتی از خودکار بودن میرسد و با دیدن نشانه تقریباً بیزحمت انجام میشود. ادامه رفتار دیگر به انگیزه بالا وابسته نیست.
رشد خودکار بودن خطی نیست. در پژوهش لالی و همکاران، منحنی خودکار بودن ابتدا تند بالا میرفت و به مرور کند میشد تا به سطحی ثابت برسد. یعنی هر تکرار در روزهای اول سهم بیشتری در ساختن عادت دارد تا هر تکرار در ماههای بعد.
شکلگیری عادت چقدر طول میکشد
عدد مشهور ۲۱ روز پشتوانه پژوهشی ندارد. این عدد معمولاً به ماکسول مالتز، جراح پلاستیک و نویسنده کتاب «روانسیبرنتیک» (۱۹۶۰)، نسبت داده میشود. او از مشاهده بیمارانش نوشته بود سازگاری با تغییراتی مثل چهره جدید دستکم حدود ۲۱ روز طول میکشد و این مشاهده بعدها به «هر عادتی در ۲۱ روز ساخته میشود» ساده شد.
پژوهش شناختهشدهتر را فیلیپا لالی (Phillippa Lally) و همکارانش در دانشگاه کالج لندن انجام دادند و در سال ۲۰۰۹ در مجله اروپایی روانشناسی اجتماعی منتشر کردند. شرکتکنندگان یک رفتار سالم مربوط به خوردن، نوشیدن یا فعالیت بدنی را انتخاب کردند و آن را هر روز در موقعیتی ثابت، مثلاً بعد از صبحانه، انجام دادند.
آنها هر روز میزان خودکار بودن رفتار را گزارش میکردند. نتایج اصلی این پژوهش عبارتاند از:
- میانه زمان لازم برای رسیدن به سطح ثابت خودکار بودن حدود ۶۶ روز بود.
- دامنه برآوردها بسیار گسترده بود و از حدود ۱۸ روز تا ۲۵۴ روز را شامل میشد. برای برخی شرکتکنندگان، این زمان بیشتر از مدت پژوهش برآورد شد.
- رفتارهای سادهتر، مثل نوشیدن یک لیوان آب، معمولاً زودتر از رفتارهای پیچیدهتر، مثل ورزش، خودکار شدند.
- جا انداختن یک روز بهتنهایی تأثیر چشمگیری بر روند شکلگیری عادت نداشت.
این پژوهش با تعداد محدودی شرکتکننده و رفتارهای نسبتاً ساده سلامتمحور انجام شد، پس ۶۶ روز میانهای در همان شرایط است، نه مهلتی برای همه. مرور نظاممند سینگ و همکاران (۲۰۲۴) هم میانهها را ۵۹ تا ۶۶ روز، میانگینها را ۱۰۶ تا ۱۵۴ روز و دامنه فردی را ۴ تا ۳۳۵ روز گزارش کرد.
برای بیشتر رفتارها دستکم دو تا سه ماه تکرار منظم را در نظر بگیرید و برای رفتارهای پیچیدهتر بیشتر. بالاتر بودن میانگین از میانه یعنی برای بخشی از افراد این زمان بسیار طولانیتر است، پس کندی روند نشانه شکست نیست.
چه عواملی سرعت شکلگیری عادت را تعیین میکنند
جدول زیر مهمترین عوامل را بر اساس یافتههای پژوهشی و مدلهای رایج نشان میدهد:
| عامل | اثر بر شکلگیری عادت | کاربرد عملی |
|---|---|---|
| پیچیدگی رفتار | رفتارهای ساده و کوتاه زودتر خودکار میشوند | با نسخهای بسیار کوچک از رفتار شروع کنید |
| ثبات موقعیت | تکرار در زمان و مکان ثابت، پیوند نشانه و رفتار را قویتر میکند | رفتار را به یک کار روزانه ثابت یا مکان مشخص وصل کنید |
| تکرار منظم | هر تکرار پیوند را تقویت میکند، بهویژه در هفتههای اول | در ابتدا روزانه انجام دهید، حتی اگر کوتاه باشد |
| خوشایندی و پاداش فوری | نتیجه خوشایند نزدیک، یادگیری را سرعت میدهد | برای رفتارهایی با نتیجه دور، یک پاداش کوچک و فوری اضافه کنید |
| وضوح نشانه | نشانه مبهم مثل «هر وقت وقت داشتم» عادت نمیسازد | نشانه را دقیق تعریف کنید، مثلاً «بعد از بستن لپتاپ در پایان کار» |
| تغییر محیط زندگی | جابهجایی، شغل جدید یا تغییر برنامه، عادتهای قبلی را سست میکند و فرصت ساختن عادت تازه میدهد | از دورههای تغییر برای شروع عادتهای جدید استفاده کنید |
زمان روز هم ممکن است مؤثر باشد. در پژوهش فورنیه و همکاران (۲۰۱۷) روی ۴۸ دانشجو، حرکت کششی بلافاصله بعد از بیدار شدن بهطور میانگین در حدود ۱۰۶ روز خودکار شد و پیش از خواب در حدود ۱۵۴ روز. نمونه کوچک بود، اما اگر میان صبح و شب مردد هستید، صبح انتخاب منطقیتری است.
مورد آخر جدول «فرضیه گسست عادت» نام دارد و بس ورپلانکن (Bas Verplanken) از پژوهشگران اصلی آن است. با از بین رفتن نشانههای قدیمی، فرد مدتی آگاهانهتر تصمیم میگیرد. در آزمایش ورپلانکن و روی (۲۰۱۶)، این پنجره حدود سه ماه پس از اسبابکشی برآورد شد.
پس اگر خانه یا شغل را عوض کردهاید، یا با شروع سال تحصیلی در مهر برنامه روزتان تغییر کرده، عادت تازه را در همان هفتههای اول بکارید.
چگونه از این دانش برای ساختن یک عادت استفاده کنیم
این مراحل خلاصهای عملی از یافتههای پژوهشی و مدلهای رایج است:
- یک رفتار مشخص انتخاب کنید. هدف کلی مثل «سالمتر زندگی کردن» عادت نمیشود. رفتاری انتخاب کنید که بتوان آن را دید و شمرد، مثل «ده دقیقه پیادهروی» یا «خواندن دو صفحه کتاب».
- نسخه کوچک آن را شروع کنید. بیجی فاگ (BJ Fogg) از دانشگاه استنفورد در روش «عادتهای ریز» (Tiny Habits) توصیه میکند رفتار آنقدر کوچک شود که در روزهای کمانرژی هم ممکن باشد، مثلاً چند حرکت کششی به جای نیم ساعت ورزش.
- نشانه را دقیق تعیین کنید. از قالب «اگر... آنگاه...» یا «بعد از... انجام میدهم» استفاده کنید. پیتر گلویتزر (Peter Gollwitzer) این نوع برنامهریزی را «قصد اجرایی» نامید و فراتحلیل گلویتزر و شیران (۲۰۰۶) نشان داد چنین برنامههایی بهطور میانگین اثر متوسط تا بزرگی بر عمل کردن به هدف دارند. مثال: «بعد از اینکه چای صبح را ریختم، برنامه روزم را در دفترچه مینویسم.»
- رفتار را به یک عادت موجود وصل کنید. کارهایی که همین حالا هر روز خودکار انجام میدهید، مثل مسواک زدن یا رسیدن به خانه، نشانههای قابل اعتمادیاند. کلیر این روش را «زنجیره کردن عادت» (habit stacking) مینامد. نشانهای بگیرید که جمعه و روزهای تعطیل هم رخ دهد؛ «رسیدن به محل کار» در تعطیلات وجود ندارد، پس یا نشانهای خانگی انتخاب کنید یا برای روزهای تعطیل نشانه دومی تعریف کنید.
- محیط را آماده کنید. انجام رفتار مطلوب را آسان و در دسترس کنید و موانع آن را بردارید. کتاب را روی بالش بگذارید، بطری آب را روی میز کار، و لباس ورزش را شب قبل آماده کنید.
- نتیجه را فوری و خوشایند کنید. تیک زدن روی تقویم، ثبت در یک جدول ساده یا لحظهای توجه به حس خوب بعد از رفتار، پاداش کوچکی است که به یادگیری کمک میکند.
- بر تکرار تمرکز کنید و بر شدت نه. در هفتههای اول، انجام دادن رفتار در موقعیت درست مهمتر از خوب انجام دادن آن است. بعد از جا افتادن، میتوانید بهتدریج آن را بزرگتر کنید.
- اگر یک روز جا ماند، روز بعد ادامه دهید. بر اساس یافته لالی و همکاران، یک روز جا ماندن روند را از بین نمیبرد. مشکل وقتی است که یک روز جا ماندن به رها کردن کامل منجر شود. کلیر این را با جمله «دو بار پشت سر هم جا نیندازید» خلاصه میکند.
- دو تا سه ماه صبر کنید. پیشرفت را با کم شدن نیاز به یادآوری و تلاش بسنجید.
چرا ترک یک عادت سختتر از ساختن آن است
پیوند نشانه و رفتار با تصمیم به ترک پاک نمیشود. پژوهشهای یادگیری نشان میدهند پیوند قدیمی معمولاً باقی میماند و یادگیری تازه روی آن قرار میگیرد. برای همین، بازگشت به محیط قدیمی، استرس یا خستگی میتواند عادت قدیمی را دوباره فعال کند.
راهکارهای مؤثر بر نشانه و محیط تمرکز دارند:
- نشانهها را شناسایی کنید. چند روز یادداشت کنید رفتار کجا، کی، بعد از چه کاری، همراه چه کسی و در چه حالت احساسی رخ میدهد.
- تا جای ممکن نشانه را حذف کنید یا از آن دور شوید، مثلاً گوشی را هنگام کار در اتاق دیگری بگذارید.
- انجام رفتار را سختتر کنید و میان نشانه و رفتار فاصله بیندازید.
- برای همان نشانه یک رفتار جایگزین تعریف کنید. دوهیگ این را «قاعده طلایی تغییر عادت» مینامد: نشانه و پاداش را حفظ و فقط رفتار را عوض کنید.
در پژوهش گالا و داکورث (۲۰۱۵)، افرادی که خودکنترلی بالاتری گزارش میکردند، عادتهای مفید بیشتری داشتند و بخشی از موفقیتشان از همین عادتها میآمد، نه از مقاومت دائمی در برابر وسوسه.
در پژوهش نیل، وود و درولت (۲۰۱۳)، دانشجویانی که عادتهای قوی داشتند، در هفتههای امتحان عادتهای خوب و بدشان را هر دو بیشتر انجام دادند. پس عادت خوب را پیش از دورههای پرفشار جا بیندازید، چون در روزهای خسته رفتار به سمت عادتی میرود که از قبل ساخته شده است.
چطور بفهمیم رفتاری عادت شده است
پژوهشگران قدرت عادت را با پرسشنامههایی مانند «شاخص خودگزارشی عادت» (ورپلانکن و اوربل، ۲۰۰۳) و نسخه کوتاهترِ گاردنر و همکاران میسنجند. با الهام از آنها، میزان موافقت خود را با این جملهها بسنجید:
- این کار را بهطور خودکار انجام میدهم.
- این کار را بدون اینکه آگاهانه به یاد بیاورم انجام میدهم.
- قبل از اینکه متوجه شوم، مشغول انجام آن شدهام.
- انجام ندادن آن برایم عجیب یا ناخوشایند است.
این جملهها را درباره شروع رفتار بسنجید، نه درباره همه مراحل آن. اگر با بیشترشان موافقید، رفتار به مرحله تثبیت نزدیک شده است. در غیر این صورت هنوز در مرحله یادگیری است و تکرار بیشتری لازم دارد.
سوالات متداول
آیا واقعاً ۲۱ روز برای ساختن یک عادت کافی است؟
خیر. عدد ۲۱ روز از یک مشاهده بالینی درباره سازگاری با تغییرات آمده و پشتوانه پژوهشی ندارد. در پژوهش لالی و همکاران، میانه زمان لازم حدود ۶۶ روز و دامنه آن حدود ۱۸ تا ۲۵۴ روز بود و رفتارهای ساده زودتر خودکار شدند.
اگر یک روز عادت جدید را انجام ندهم، باید از اول شروع کنم؟
خیر. در پژوهش لالی و همکاران، جا انداختن یک روز تأثیر چشمگیری بر روند شکلگیری عادت نداشت. مهم این است که روز بعد به همان نشانه و همان موقعیت برگردید و وقفهها طولانی و پشت سر هم نشوند.
آیا برای ساختن عادت باید انگیزه زیادی داشت؟
انگیزه برای شروع لازم است، اما برای ادامه کافی نیست، چون نوسان دارد. آنچه عادت را میسازد تکرار رفتار در موقعیت ثابت است. هرچه رفتار کوچکتر و نشانهاش روشنتر باشد، وابستگی آن به انگیزه کمتر میشود.
چرا عادتهای بد زودتر از عادتهای خوب شکل میگیرند؟
بسیاری از عادتهای ناخواسته، مثل خوردن تنقلات یا چک کردن گوشی، پاداشی فوری دارند و تلاش کمی میخواهند. در مقابل، نتیجه بسیاری از عادتهای مفید دیر و تدریجی به دست میآید. چون مغز از پاداشهای نزدیک سریعتر یاد میگیرد، رفتارهای دسته اول زودتر خودکار میشوند.
آیا میتوان چند عادت را همزمان ساخت؟
پژوهش قطعی درباره تعداد مناسب وجود ندارد. در عمل، شروع با یک یا دو عادت کوچک که هر کدام نشانه مشخصی دارند، مدیریتپذیرتر است. وقتی یکی به مرحله تثبیت رسید و نیاز به یادآوریاش کم شد، عادت بعدی را اضافه کنید.
جمعبندی
عادت رفتاری است که با نشانهای آشنا تقریباً خودکار انجام میشود و با تکرار در موقعیت ثابت و نتیجه خوشایند شکل میگیرد. زمانش ثابت نیست و در پژوهش لالی، میانهاش حدود ۶۶ روز با دامنهای بسیار گسترده بود.
برای ساختن عادت، رفتاری کوچک و مشخص انتخاب کنید، آن را به نشانهای روشن و ثابت وصل کنید، محیط را آماده کنید و دو تا سه ماه ادامه دهید. یک روز جا ماندن دلیلی برای رها کردن نیست.



